ش ! در جمع به دنبالِ تنهایی !

=)

 

شدیم یه لبخند سفید در پس زمینه ای سیاه !
یه تظاهرگر ماهر به شادی در اوج‌ اندوه و دلتنگی...!
=)

 

  • ۴
  • نظرات [ ۳ ]
    • Arvin .
    • Saturday 18 Ordibehesht 00

    ولخرجیم ...

    بعضیارو نباید تحویل می گرفتیم

    ولی گرفتیم.

    به بعضیا نباید رو میدادیم

    ولی دادیم.

    با بعضیا نباید حرف می زدیم

    ولی زدیم.

    این از سخاوت ماست نه حماقت.

    واسه هر کسی باید به اندازه ی جنبش  مرام خرج کرد

    ولی ما

    حیف که ما خیلی ولخرجیم...!!

  • ۵
  • نظرات [ ۱ ]
    • 🖤مونیکا 🖤
    • Sunday 22 Khordad 01

    HBD Too U

    امروز تولدِ نویسنده دومِ وبلاگه ۱۴۰۱/۰۲/۲۵

    مونیکا جان تولدت مبارک 🤘🏻🌹

     

    آرزویی که من روزِ تولد برای همه میکنم اینه ، امیدوارم به هرچیزی که برای تو ! بهترینه برسی =)

     

    آشنایی با تو باعث افتخارمه و قطعا یکی از دوستای خوب و با ارزشمی ، تولدت خیلی مبارک باشه =)

  • ۷
  • نظرات [ ۴ ]
    • Arvin .
    • Sunday 25 Ordibehesht 01

    گنج ...

     

     

    آثار و اشعار برگزیده فردوسی از شاهنامه تا ....

     

     

     

     

    اشعار شاهنامه فردوسی | گلچینی از شعرهای حکیم ابوالقاسم فردوسی

     

    سخن ماند از ما همی یادگار

    تو با گنج دانش برابر مدار

     

  • ۴
  • نظرات [ ۱ ]
    • 🖤مونیکا 🖤
    • Sunday 25 Ordibehesht 01

    انفرادی !

    از نفس‌های تکراری ازین ظلمت تنهایی

    ازین بازیایی که حریفت رو نمیشناسی

    میخوام دل بکنم اما هنوز یه جای کار گیره

    هنوز توو حرکتی‌ام که واسش خیلی وقته دیره

    باید دور بشم از هرچی که به خودم نزدیکه

    همین نزدیک من بودن برای من نفس گیره

    شاید لازمه‌ی تقدیر برای من یه دوریه

    یه تبعیدِ دراز مدت به شکلِ انفرادیه

    شب و تنهایی و غربت دَوای دَردِ قلبمه

    قرنطینه بشم در خود به دور از جَمع و هَمهَمه

     

    "rvn"

     

     

  • ۷
  • نظرات [ ۱ ]
    • Arvin .
    • Monday 19 Ordibehesht 01

    زندگی...

     

    کفش که اندازه پای کسی است پای دیگر را اذیت می کند هیچ دستور عملی برای زندگی کردن که مناسب همه باشد وجود ندارد.

     

    "کارن یانگ"

     

     

    :"))

  • ۵
  • نظرات [ ۲ ]
    • 🖤مونیکا 🖤
    • Friday 16 Ordibehesht 01

    اندازه ی درکشون...

     

     

    از توضیح دادن خودم دست برداشتم

    وقتی ک فهمیدم

    آدما فقط اندازه ی درکشون میفهمن.

     

    :"))

  • ۵
  • نظرات [ ۲ ]
    • 🖤مونیکا 🖤
    • Tuesday 6 Ordibehesht 01

    خودت باش...

     

    خودت باش

    مثه بقیه زیاده 🕷🕸

     

    :"))

  • ۵
  • نظرات [ ۴ ]
    • 🖤مونیکا 🖤
    • Sunday 28 Farvardin 01

    بِدِهِی !

    به قولِ نیچه : "من یک مرگ به زندگی بدهکارم... =) "

    بی صبرانه مشتاقِ مرگم...
     اما خودکشی نه !
    فرار میکنم از خودکشی.
     بخاطرِ خانوادم ، بخاطرِ دوستام...
    همونایی که از دستشون فرار کردم تا پیدام نکنن !
    همونایی که نمیخوام از من بدونن !
    همونایی که حضورشون ، صداشون ، نگاهاشون ، حرفهاشون مثلِ قطره های موج رو صخره است
    شاید بی اختیار وُ بی منظور و گاهی از سرِ علاقست ! اما به مرور زمان صخره رو تخریب میکنن .
    همونایی که مدام ازم میپرسن ، خوبی ! 
    و من باید هر روز این دورغ تکراری رو بگم... 
    - خوبم =)

    گاهی فراموش میکنم تظاهر به خوب بودن کنم وُ اطرافیانم رو از خودم میرنجونم. 
    گاهی یادم میره که نقابم رو بزنم...  یادم میره خستگیم رو مخفی کنم... 
    گاهی ، یادم میره فریادم رو سکوت کنم... .

    دلیلِ فرارم از زنده بودن ، همون دلیلِ زنده بودنمه !


    چه خوب گفت نیچه : " به‌راستی آنکه به‌هنگام زندگی نمی‌کند، چه‌گونه می‌تواند بهنگام بمیرد ! "


    شاید نه فقط مرگ به زندگی !
    بلکه یه زندگی به خودم هم بدهکارم...!


    کِی پرداخت کنم بدهکاریَم را !

    =)


    "rvn"

  • ۲
  • نظرات [ ۸ ]
    • Arvin .
    • Thursday 25 Farvardin 01

    من و خودِ گم شدم !

    " دارم دور میشم از هرچی که به من نزدیکه
    همین نزدیک من بودن برای من نفس گیره "
     

    خیلی وقته از همه چی و همه کس دور شدم ، انگار گم شدم و کسی هم دنبالم نمیگرده از
    طرفی هم رفتم جایی که کسی نتونه پیدام کنه !
    شایدم دنبالِ گم شده ای هستم !
    شایدم دارم دنبالِ چیزی میگردم که خیلی وقته ازدستش دادم ! نمیدونم ! گیج شدم...
    وسطِ یه راهِ بی نام و نشون دنبالِ مقصدی میگردم که نمیشناسمش !
    خیلی وقته دور شدم از اهدافم ، علایقم ، زندگیم ، از خودم...
    من و خودم انگار چند سالیه دوریم از هم.
    توی تاریکی گیر افتادم وُ سعی میکنم روشن بین باشم
    ولی یه جای کار می لَنگه !
    برای هرکی نقاب داشته باشم وُ هر کسی رو بخوام بپیچونم خودم رو که نمیتونم !
    انگار به دنیا اومدم که تنها باشم ، شاید باید باهاش کنار بیام !
    احتیاج دارم به یه نفر که بیشتر از خودم ، بلدم باشه... 
    برای دیدنِ من باید خـــــــــوب چشماش رو ببنده !
    چون من از جایی اومدم که تاریکی توش میوَزِه !
    من خاموش شدم وُ به تنهایی نمیتونم دوباره روشن شم...
    یه ابرِ بارون زای سنگینم وُ کسی حاضر نمیشه بدونِ چتر بیاد توی هوام !
    ازم میخوان بهشون کمک کنم که هدفشون رو پیدا کنن ، مسیر رسیدن بهش رو !
    اما چطور از آدمی که خودش نمیدونه دنبالِ چیه توقع دارن بفهمه بقیه چی میخوان !
    میدونی ! بین "درد" و "درک" فقط یک کلمه فرقه ، ولی گاهی اونقدر "دردت" زیاد میشه که حتی خودتم نمیتونی خودت رو "درک" کنی !
    من بجای درک کردنِ خودم ، تصمیم به ترک کردنِ خودم گرفتم...
    کاری که بقیه وقتی درکت نمیکنن انجام میدن...

    کاش برمیگشت...حتما میپرسی کی ! ، خوده ثابقم...

    پارادکس رو یادتونه ! من همونم که از تنهایی بیزارم وُ مینالم ، اما کسی رو هم به خلوتم راه نمیدم =)

    "rvn"

  • ۲
  • نظرات [ ۰ ]
    • Arvin .
    • Friday 19 Farvardin 01

    هی حواست کجاست؟؟؟

    باید یکی باشد که نقشه ی تمام چاله های تاریک ذهنم را از بر باشد و برای ابد ی شدن نقش بازی نکند با شجاعت از نقطه ضعف هایم عبور کند و گاهی از اخلاق های بدم سوژه بسازد ولی مرا به تغییر مجبور نکند در هیاهوی شادیها مخاطب همیشگی اش باشم و در حوالی دردهایم خودش را در مقابل کج خلقی هایم زره پوش کند و برای سبک شدنم صبر ایوب داشته باشد قهر کردن را بلد نباشد و مرا بدون ادا و نقاب درک کند!!!!

    بداند سکوت و تنهایی از نیازمندیهای یک انسان است و خوردن فلافل سلفی های غیر بهداشتی از نوع تندش یکی از تفریحات مان باشد با لذت از خز بودن رنگ لاکم تاگیس موهای ژولیده ام هی بگوید و بخندد و من با خنده هایش متوجه گذر زمان نشوم نیمه های شب رویا هایمان را به خیال ببافیم و با طلوع صبح بافته ی خیالمان را به آب فراموشی بسپاریم و رشته ی بیخیالی را از سر بگیریم !!!

    هی حواست کجاست؟

    با توام رفیق

    #ناهید_آقاطبا

    :))

    همون آریانای سابق بیان:"))

  • ۳
  • نظرات [ ۱ ]
    • 🖤مونیکا 🖤
    • Monday 15 Farvardin 01
    به سُراغِ مَن اگر می آید !
    نَرم وُ آهسته بیایید...
    مبادا که ترک بردارد چینیِ نازُکِ تنهاییِ من !

    " سهراب سپهری "
    منوی وبلاگ